![]() |
![]() |
|
|
اندکی صبر...سحر نزدیک است... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم دی 1388ساعت 20:39 توسط ثمر راد |
|
|
گریه نکن که بغض تو به من سرایت میکنه....
خوابتو دیدم....دیشب... وگرنه این بغض و این سکوت به این زودی شکستنی نبود.... خسته بودی،کلافه،ناراحت،درست عین من... تمام مدت تو خواب نگات میکردم شاید یه بار چشاتو ببینم و آروم شم....یا شایدچشمای نازنین تو منو ببینه...اما... دیوونه ام کردی...دیوونه ام کردی و رفتی...من طاقت ناراحتی تو رو ندارم، طاقت دیدن چشای خسته تو ندارم،طاقت سرگشتگیتو ندارم.... آره.من ناراحتم.کلافه ام.خسته ام. اما تو چرا؟ تو آروم باش تا آروم بگیره دل کوچیک و تنگ و بی حواسم... بگو...بگو که ناراحت نیستی... بگو این فقط یه خواب بوده... بگو تا آروم بگیرم... بگو |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 15:13 توسط ثمر راد |
|
|
گریه نکن که بغض تو به من سرایت میکنه....
خوابتو دیدم....دیشب... وگرنه این بغض و این سکوت به این زودی شکستنی نبود.... خسته بودی،کلافه،ناراحت،درست عین من... تمام مدت تو خواب نگات میکردم شاید یه بار چشاتو ببینم و آروم شم....یا شاید چشمای نازنین تو منو ببینه...اما... دیوونه ام کردی...دیوونه ام کردی و رفتی...من طاقت ناراحتی تو رو ندارم، طاقت دیدن چشای خسته تو ندارم،طاقت سرگشتگیتو ندارم.... آره.من ناراحتم.کلافه ام.خسته ام. اما تو چرا؟ تو آروم باش تا آروم بگیره دل کوچیک و تنگ و بی حواسم... بگو...بگو که ناراحت نیستی... بگو این فقط یه خواب بوده... بگو تا آروم بگیرم... بگو... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 23:29 توسط ثمر راد |
|
|
"پاییز" خش خش برگای میون جاده یه دل که زیر پای تو افتاده میگذری از من،چه رها،چه ساده این سرنوشتیه که بهش دچارم..... دستای بارون توی قاب شیشه زخم ترانه از نگاه تیشه زندگی بی حصور تو نمیشه جمله ای که حالا شده شعارم.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 17:48 توسط ثمر راد |
|
|
سلام به روی ماهت...
"نامردی عشق" رو اینجا بخونید: www.bonyade-taraneh.com حیفه روزای پاییزو با ترانه های غمگین گذروند... اگه برگای پاییزی انقدر تواضع دارن که خودشونو زیر پای تو بندازن،تو هم با مرام باش... قطره های بارونشو بدون چتر پذیرا باش... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 22:56 توسط ثمر راد |
|
|
من منتظر یه صبح روشنم که تو رو برسونه به دستای من..
منتظر یه اتفاق تازه ام که برام تو رو هدیه بیاره.. منتظر نسیمم که تو وزیدنش تو رو استشمام کنم... منتظر بارونم که عطر تو رو برام بیاره... منتظر روزای خوب خدا،شاید تصویر چشای عاشق تو ،توی اون روزا باشه.. من همیشه منتظرم.....منتظر... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 23:12 توسط ثمر راد |
|
|
بذار تنها باشم....تنها....
لحظه هام حروم شده به پای تو دیگه از فردا برام حرفی نزن خیلی سخته،ولی دوس دارم بگم تمومش کنیم،دیگه نه تو،نه من
اون همه لحظه های آبی گذشت تو ندیدی حتی اشکای منو اشکایی که مثل بارون میشدن چیکه،چیکه،زیر رد پای تو
تو شبای سرد تنهایی من تو کجا بودی که من رو ندیدی یخ زدم از سردی نبودنت گرمی دستتو پس می کشیدی
برو و دیگه سراغ من نیا ای سراب عشق آتشین من داغ عشقت تا ابد پاک نمیشه شده رنگ لاله رو جبین من
نه نوازشی،نه حتی خواهشی تو نگاهت،نه گل محبتی تو بلد نیستی بگی دوستت دارم تو یه مرد سرد بی لیاقتی آذر 87 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 17:50 توسط ثمر راد |
|
|
فقط حال و هوای این ترانه رو دارم...
حال و هوایی تلخ،گنگ و ... توی این روزا حالی بهتر از این نمیشه داشت.... ترانه لاله ،خاموشه دیگه از من نمی جوشه یه عمره بعد مرگ تو دلم بی تاب آغوشه
دلم تنگه واسه چشمات دو تا دریای بی پهنات دیگه حتی به یادم نیست کلامی،از همه حرفات
دلم غمگینه عشق من شده قلبم اسیر تن نگاهم سرد و بی روحه دو تا فانوس بی روزن
نفس تنگه توی سینه دل دیوونه غمگینه به هر سمتی که رو کرده فقط چشماتو می بینه خیالت،خواب و رویامه به آرومیت ،دلم رامه اگه اون دنیا هم باشی توی آغوش تو جامه آذر 87
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 23:29 توسط ثمر راد |
|
|
خدایا..... چرا از من نگاهت رو میگیری؟ با چشمای توئه که زنده موندم فقط با اشتیاقت بوده که من تنم رو تا به اینجا می کشوندم
اگه یک لحظه از من دور باشی می گیره قلب کوچیکم تو سینه بدون تو تموم درد دنیا میاد و رو دل خسته می شینه
من از هرم نفسهات جون گرفتم شدم زنده به یُمن یک دمِ تو منو لایق بدون میخوام بمونم اگه فرصت بدی توی غم تو
منو عاشق به خود کردی و اما دلم دوره از اقیانوس نورت چشام محتاج به فانوسه و تو نشوندیم تو سیاهی با عبورت
بذار خورشیدو توی آسمونم بکش دستت رو روی قلب سردم تموم عمرمو دارم خدایا به دنبال نگاه تو می گردم... اسفند87 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 23:50 توسط ثمر راد |
|
|
اول سلام و بعد بی هیچ مقدمه ای... حس رفتنو بُکُش تو پاهای خسته ی من دیگه حرفی ندارن این لبای بسته ی من
جاده ها هنوز سیان،هنوز سر و ته ندارن هنوزم هزار دلیل واسه نرفتن میارن
شیشه ها سیاه و مات،تیره شده آیینه ها جای قلب یه تیکه سنگ مهمون شده تو سینه ها
آسمون پُر از غمه،رنگ کبوتر پَریده کلاغ قصه هنوز به خونه شون نرسیده
صداها سُربیه،حرفا،شده مسموم و تباه مُدِ امسال دلامون ،رنگ کهنه ی سیاه
منم و یه کوره راه،یه نیمه جون خسته منم و راهی که معلومه تهش بن بسته...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 21:39 توسط ثمر راد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هر گونه استفاده از مطالب و مخصوصا ترانه های این وبلاگ فقط و فقط با کسب اجازه کتبی از نویسنده و سراینده مقدور است.در غیر اینصورت پیگرد قانونی به دنبال خواهد داشت.
|
| پیوندهای روزانه |
|
یغما گلرویی بابک صحرایی عبدالجبار کاکایی افشین یداللهی اهورا ایمان بنیاد ترانه علی کمارجی ماندانا ابری مریم اسدی ندا کشاورز مونا برزویی ثمر راد آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 |
|
RSS
|